خرید بک لینک
امشب برای ندا خواستگار اومد خب همه ما راضی وخوشحال بودیم چون پسره پسره خوبیه ولی ندا حس میکرد انگار که مجبوره چون همه راضی هستن باید قبول کنه کلی هم من هم کفاح باهاش حرف زدیم که رای نهایی با تو اگر به دلت نشست وخوشت اومد قبول کن وگرنه چکار بقیه داری نه بگو خب بالاخره هردو راضی بودن وان شالله هر چی باشه خیره واگر قسمت باشه خوشبخت بشن

ان شالله این سروسامون بگیره وان شالله خواهر دومم هم همینطور که از بابت هردوخیالم راحت باشه

خدایان به امید تو

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 16:54

صفحه بندی